-
عشق سیاه از استاد حسین پناهی
سیاه خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوکو میگیرم بالا و از بی سیگاری میزنم زیر آواز و اینقدر میخونم تا این گلوی وا مونده وا بمونه…. تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی که عمو بارون رو طاقش عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته شام که نیس خب زحمت خوردنشم ندارم در عوض چشم من و پوتینای مچاله و پیریه که رفیق پرسه های بابام بودن بعدشم واسه اینکه قلبم نترکه چشمارو میبندم و کله رو ول میکنم رو بالشی که پر از گریه های ننمه گریه که…
-
دیونه کیه؟ از استاد حسین پناهی
دیوونه کیه؟عاقل کیه؟جونور کامل کیه؟واسطه نیار، به عزتت خمارمحوصلهی هیچ کسی رو ندارم کفر نمیگم، سوال دارمیک تریلی محال دارمتازه داره حالیم میشه چیکارهاممیچرخم و میچرخونم ٬ سیارهام !تازه دیدم حرف حسابت منمطلای نابت منمتازه دیدم که دل دارم، بستمش !راه دیدم نرفته بود ، رفتمشجوونهی نشکفته رو ، رستمشویروس که بود حالیش نبود ، هستمشجواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟مردن من مردن یک برگ نبود؛تو رو به خدا بود؟اون همه افسانه و افسون ولش؟این دل پر خون ولش؟دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟جونور کامل کیه؟گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛دویدم !چشم فرستادی برام تا ببینم؛که…