logo-samandehi
این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است، و نماد موقت آن را دریافت کرده است
این سایت مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند
و به درخواست(کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه) مطالب نوشته شده را حذف خواهد کرد

مدیریت سود و سرمایه – توسط آرش ابوتراب




  • بسمه تعالی
    مدیریت سود

    مقدمه
    فرایند اندازه گیری سود و نتیجه آن نقش مهمی در اداره شرکت دارد چرا که سود مهمترین محصول فرایند حسابداری است و از آنجایی که سود عامل اصلی فراهم نموده اطلاعات لازم برای ارزسابی عملکرد و توانایی پیش بینی جریان های نقدی آتی است از اهمیت قابل توجهی برای استفاده کنندگان صورتهای مالی برخوردار می باشد.


    یکی از ویژگی های بارز شرکت ها تفکیک مالکیت از مدیریت آنهاست. بر این اساس برای مدیران امکان دسترسی انحصاری به بخشی از اطلاعات و نیز تهیه و ارسال اطلاعاتی همچون اطلاعات مالی به وجود آمده است. این ویژگی و نیز ویژگی های حسابداری تعهدی و انگیزه های همچون انگیزه پاداش ، هموار سازی سود و مقررات گریزی این امکان را برای مدیران بوجود می آورد تا در جهت منافع خود و در تضاد با منافع سایر گروه ها اطلاعات را دستکاری کنند و یا به عبارت کاملتر دست به اعمال مدیریت سود بزنند.
    تاریخچه:
    توجه عمومی به مدیریت سود به طور جدی از سال ۱۹۹۸ یعنی زمان ارائه سخنرانی آرتورلویت (رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار) تحت عنوان بازی ارقام در مرکز قانون و تجارت دانشگاه نیویورک آغاز شد. آرتورلویت مدیریت سود را به عنوان رویه هایی تعریف نمود که گزارشات سود نشاندهنده آمال وخواسته های مدیریت ونه عملکرد واقعی شرکت…
    شیوه های مدیریت سود:
    مدیریت سود به طور کلی از دو طریق انجام میشود:
    مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری (مدیریت اقلام تعهدی اختیاری)
    مدیریت واقعی سود (دستکاری فعالیت واقعی)
    در مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری ، مدیریت از طریق روشهای حسابداری و در پایان سال با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری ، سود را جهت اهداف خویش دستکاری می کند ، اما در مدیریت واقعی سود مدیر از طریق تصمیمات عملیاتی (زمانبندی این تصمیمات) اقدام به مدیریت سود می نماید بر خلاف مدیریت سود مبتنی بر ارقام حسابداری کشف مدیریت واقعی سود توسط حسابرسان معمولا به سختی انجام میشود. به طور خلاصه شیوه های مدیریت سود به شرح ذیل می باشد که هر یک از این شیوه ها در قالب یکی از دو شکل بالا طبقه بندی می گردد:
    انتخاب رویه حسابداری:
    انتخاب رویه های حسابداری بر زمان بندی شناخت در آمد ها و هزینه ها در محاسبه سود تاثیر می گذارد. به عنوان مثال : رویه هایی که شناخت در آمد را به جلو و تشخیص هزینه را تاخیر می اندازد ، سود گزارش شده را افزایش می دهد.

    استفاده از رویه حسابداری / برآورد اختیاری :
    حتی بعد از اینکه مدیریت شرکت رویه های حسابداری را انتخاب کرد هنوز این اختیار وجود دارد که چگونه اصول حسابداری به کار گرفته شوند. به عنوان مثال ، در مورد برآورد عمر خدمات ، ارزش اسقاط ، عمر دارایی های نا مشهود ، نرخ سوخت، حسابهای دریافتی و … اختیار وجود دارد.

    زمان بندی رویه حسابداری :
    مدیریت همچنین اختیار دارد که چه موقع و چگونه رویداد ها را شناسایی کند. به عنوان مثال در مورد دارایی های معیوب و خراب این اختیار وجود دارد که چه مقدار از آن را مستهلک کنیم.

    زمان بندی:
    زمانبندی تحصیل و خرید دارایی ها می تواند بر سود حسابداری تاثیر بگذارد. مدیریت می تواند زمان و مقدار سرمایه گذاری در هزینه تحیق و توسعه ، تبلیغات و نگهداری را انتخاب نماید ، هر سه مورد به عنوان هزینه دوره در دوره ای که تحمل می شود شناسایی می شوند. مدیریت همچنین در مورد زمان بندی فروش اموال، ماشین آلات و تجهیزات برای تسریع بخشیدن یا به تاخیر انداختن شناخت سود و زیان تصمیم می گیرد.

    مدیریت واقعی سود (دستکاری فعالیت های واقعی) :
    شیپر در سال ۱۹۸۹ عنوان نمود که ” مدیریت سود می تواند فعالیت واقعی را نیز شامل گردد. این مدیریت سود از طریق تغییر در فعالیت های عملیاتی با هدف گمراه نمودن ذینفعان انجام میگیرد.
    روش های دست کاری فعالیت های واقعی مانند کاهش قیمت فروش محصولات به منظور افزایش فروش و یا کاهش مخارج اختیاری در بحران های اقتصادی ، از جمله روش های بهینه ای هستند که به بحران های اقتصادی ، از جمله روش های بهینه ای هستند که به مدیران کمک میکند. ولی اگر مدیران به صورت گسترده و غیر عادی به استفاده از روش های مذکور علاقه نشان دهند در واقع آنها به مدیریت واقعی سود تمایل دارند که وجود سرمایه گذاران خبره و آگاه دست کاری فعالیتهای واقعی را محدود می نماید. بنابر این اگرچه مدیران با انجام چنین فعالیتهایی می توانند به سودهای مورد نظرشان در کوتاه مدت دست یابند لیکن آنها در بلند مدت نخواهند توانست ارزش شرکت را افزایش دهند.
    پیامد های دست کاری فعالیت های واقعی :
    هنگامی که مدیران سود را از طریق فعالیت های واقعی دست کاری می کنند، معمولا شرکت را دچار آسیب و زیان می نمایند که به شرح ذیل می باشد:
    هنگامی که مدیران ، سود را در جهت برآورد ساختن هدف سود دست کاری می کنند و قراردادهای شرکت را ملزم می کند تا پاداش مالی بیشتر به این مدیران بدهند.
    وقت و انرژی که مدیران ثرف دست کاری فعالیت های واقعی می کنند اغلب همان وقت و انرژی است که می بایست صرف فغالیت های تولیدی و سود آور نکنند.
    دست کاری فعالیت های واقعی ، هزینه های اقتصادی واقعی را به دنبال دارد. مثلا شرکت ممکن است پروژه های کارآمدی را با هدف حداکثر سازی شرکت انتخاب نکنند.
    انگیزه های مدیریت سود:
    منطق حکم می نماید که تنها هنگامی اقدام به مدیریت سود شود که منافع این کار از هزینه ها و مخاطرات آن بیشتر باشد.
    انگیزه های مدیریت سود را میتواند به دو دسته کلی تقسیم نمود:
    انگیزه های مربوط به منافع شرکت
    انگیزه های مربوط به منافع شخص

    انگیزه های مربوط به منافع شرکت:
    آن چه در این نوع انگیزه ها دارای اهمیت و اولویت است خود شرکت می باشد به عبارت دیگر محرک و هدف اصلی مدیریت سود در این نوع انگیزه ها عبادت است از بقای شرکت ، ایجاد وضعیت نقدینگی و اعتباری مناسب تر شرکت ، تحمل هزینه های کمر و کلا بهبود وضعیت شرکت.
    انگیزه های مربوط به منافع شخصی :
    آنچه در این انگیزه ها دارای اهمیت است ، منافع افراد درون شرکت می باشد و نه خود شرکت، به عبارت دیگر هدف مدیریت سود در این نوع انگیزه ها عبارت است از کسب پاداش ، اعتبار ، امنیت شغلی و در یک کلام منافع شخصی در شرکت.

    نتیجه گیری :
    در صورت عدم توجه به موضوع مدیریت سود ، فلسفه وجودی صورتهای مالی که همانا ارائه ی اطلاعاتی معتبر جهت اخذ تصمیمات اقتصادی است ، مخدوش می گردد. به علاوه تحرسف و رسوایی های مالی جهانی و نتایج اسفبار آنها و همچنین عواقبی همچون ورشکستگی ، ایجاد زیان های بزرگ برای اجتماع و سلب اعتماد عموم مردم از صحت رویه های حسابدارای ، توجه هر چه بیشتر بر موضوع مدیریت سود را طلب می کند.
    جهت جلوگیری و کنترل مدیریت سود ابزارهایی چون نظارت درون شرکتی ، حسابرسی مستقل با کیفیت و وضع استانداردهای حسابداری مناسب پیشنهاد شده است.
    مدیریت بد سود: به معنای مداخله برای پنهان کردن عملکرد واقعی شرکت است.
    از منظر گزارشگری مالی نیز مدیران ممکن است با دست کاری سود سعی کنند بازار را فریب دهند. این نشان میدهد که مدیران کارایی بازار اوراق بهادار را به طور کامل قبول ندارند و با مدیریت سود قابلیت اتکای گزارشگری مالی را مخدوش می کنند.
    مدیریت خوب سود: حسباداران با افشای اطلاعات کامل از میزان بدی های مدیریت سود بکاهند. اگرچه کاربرد مدیریت بر سود باعث می شود که قابل اتکا بودن اطلاعات ارائه شده کاهش یابد ، ولی می توان شواهد و مدارک محکمی ارائه کرد مبنی بر اینکه مدیریت سود دریک محدوده مشخص می تواند سودمند باشد.آزادی عمل ناشی از کاربرد اصول پذیرفته شده میتواند سودمند باشد. آزادی عمل ناشی از کاربرد اصول پذیرفته شده حسابداری این امکان را بوجود می آورد که مدیریت برسود اطلاعات محرمانه را به یوه ی معقول و قابل اعتماد به سرمایه گذاران ارائه دهد.
    منابع :
    علامه حائری ، فرالدین “” بررسی ارتباط بین هموارسازی سود و ثروت سهامداران” رسال دکترا دانشگاه آزاد
    ولی زاده لاریجانی ، زهرا “نتایج مدیریت سود” پایان نامه منتشر شده دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا
    فصلنامه علمی پژوهشی حسابداری مدیریت – سال پنجم شماره دوازدهم / بهار ۱۳۹۱
    جان نثاری ، امیر (۱۳۹۱) ، تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری – فصلنامه حسابرسی شماره ۵۸

     

    مشخصات نویسنده:

    aboutorab(at)gmail.com

    a.aboutorab(at)chagalesh.com

    آرش ابوتراب – کارشناس ارشد مدیریت بازاریابی

     

    مطالب مربوط - Related Post


    #Hossein_Lotfali #SkyBlog.ir #حسین_لطفعلی #اسکای_بلاگ

    دیدگاه‌تان را بنویسید: